part2

Crazy over you🖤✨
ᴾᵃʳᵗ²🌕✨
دیوانه تو🖤

گوشیمو باز کردم و پیامو دیدم

+اوکی دیگه فردا میرم
لباسشم دارم

رفتم رو تختپتو رو کشیدم رو خودمو این خرس خوابیدم

با نور خورشید از خواب بلند شدم
به ساعت نگاه کردم
+یا خداااااااااا ساعت دو و نیمههههه
سریع از جام بلند شدم لباسمو اوز کردمو رفتم دستشویی به صورتم اب زدمو موهامو شونه کردم اومدم بیرکن ساعت سه بود
رفتگ سمت آشپز خونه و یه بسته نودل برداشتم گذاشتم تو اب جوش تا بپزه

ساعت پنج بود
کفشامو پوشیدم و رفتم بیرون منتظر تاکسی موندم تا بیاد
یه تاکسی اومد یه مرد میانسالی بود اهمیت ندادم و سوار شدم
وسط راه بودیم که دیدم داره راهو اشتباه میره
+ببخشید اقا راهو اشتباه میرید
تو اینه جلو نگاهش کردم لبخند بدی داشت فهمیدم چه خبره و پنجره رو باز کردم

بلند داد زدم و کمک خواستم
که یک هو یه ماشین سیاه خیلی شیک اومد جلوش و نگهش داشت
*:اقا لطفا پنجره رو بدین پایین
*:مشخصه که این خانم دختر یا همسر شما نیست و نیاز به کمک داره
راننده:بیا برو بابا دخترمه
+دخترش نیستم داشت میدزدیدم لطفا کمکم کنید
*:خانم خودم میدونم
به هر بدبختی ای بود در ماشینو واز کردن و پلیس مرده رو گرفت

+واقعا ممنونم از کمکتون نمیدونم چجوری جبران کنم
*:اگر میخواید ما میتونیم برسونیمتون
+من میرم تالار فرانک میتونید ببرید؟
*:اوه چه عالی رئیس ماهم مقصدش اونجاست
+ممنون

پایان

به به دوباره قراره دزدیده شه👩🏻‍🦯🗿
دیدگاه ها (۱۰)

part3

Crazy over you🖤✨ᴾᵃʳᵗ⁴🌕✨دیوانه تو🖤چنتا محافظ اومدن و مرده رو ...

part1

part21 last part

بیب من برمیگردمپارت : 70قرص رو خوردم بلند شدم پ خواستم برم ا...

نفرین شیرین. پارت 1

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط